عزت الله مولايى نيا همدانى

304

نسخ در قرآن ( فارسى )

نخواهد بود ، با آنكه فرموده است : ذلِكَ الْكِتابُ لا رَيْبَ فِيهِ هُدىً لِلْمُتَّقِينَ « 1 » . . . هُدىً لِلنَّاسِ « 2 » . . . پاسخ اين است كه اگر تنها فايده و فلسفهء وجود آيات قرآن ، همان حكم و ( درونمايه ) آنها بود و ديگر هيچ اثرى نداشت ، اشكال وارد بود و لكن حجيّت قرآن و آيات ، تنها به حاكميّت داشتن و معمول به بودن آن نيست ، بلكه قرآن از « دهها » جهت معجزه بوده و بشر را تحدّى نموده و او را به مبارزهء جدّى ابدى فراخوانده و همگان را از عجز و زبونى ، به سكوت كشانيده و وادار به تسليم در برابر خود نموده است . و يكى از جوانب اعجاز قرآن كريم همان اعجاز بيانى است كه نقش آيات منسوخه در آن براى احدى حتى منكران « نسخ » پوشيده نيست ؛ چرا كه پيوند ناگسستنى ميان آيات و مناسبتهاى گوناگون موجود در بين آنها از 6236 آيهء قرآن يك مجموعه و يك پيكره شگفت‌انگيز و يك تابلوى بىنظير ، خيره‌گر ، ساخته كه بشر و جنيّان را از هماورد آن براى هميشه ناتوان و مأيوس ساخته است . از سوى ديگر ، قرآن از جنبهء تشريعى نيز اعجازآميز است و در بعد قانونگذارى هرگز كسى به عمق اتقان و استحكام آن نمىرسد ، بلكه توان تصوّر آن را نيز ندارد ؛ زيرا تصوّر تمام مراحل مصالح و مفاسد و سپس تشريع قانونى متناسب با آن ، علم مطلق و نامحدود مىطلبد كه تنها در انحصار پروردگار عالم است و وجود آيات « منسوخه » بر اتقان و استحكام صنع قانونى قرآن افزوده است ، چرا كه هر كدام بر طبق مصالح و شرايط و عناصر دخيل در آن ، وضع گرديده و از جمله عناصر و شرايط دخيل در مقيد بودن آن ، زمان و مقتضيات اين عنصر تعيين كننده است و رعايت اين جوانب از سوى قانونگذار بر استحكام و اتقان قانون مىافزايد و آن را براى هميشه قابل پياده شدن قرار مىدهد ،

--> ( 1 ) بقره ، 1 . ( 2 ) بقره ، 185 .